سفارش تبلیغ
صبا ویژن

86/10/24
11:41 عصر

آرشیو

بدست دخترخونه در دسته

یکشنبه، 29 خرداد، 1384

اندیشه ای

 برگرفته از : اندیشه ی وبلاگی

 

 

نویسنده: ایرانی مسلمان                      یکشنبه، 29 خرداد 1384، ساعت 11:3

 

سلام برادر هموطن ، مطلب شمارا خواندم ، بعنوان یک ایرانی خوشحالم که پاسخ دندان شکنی به دشمنان ایران داده باشید ، که اگر مثلا بوشی یک غلطی کرده باشد ، جوابش را داده باشید . ولی ، قضیه فقط به این ختم نشد ، که مثلا : ختم الله علی قلوب ... سمع ... و ابصار ... و عذاب شدید ، را هم ختم به این کرد ، یا بقول درسهایی از قرآن ، صورت مسئله را اینگونه طرح کرد که : اگر دین نداریم ، وطن که داریم ، : ( چرا که ) دیندارید . پس حق دارم که بعنوان دیندار هم مطلب شمارا خوانده باشم ، همانطور که دینداری در : ( آنور آب ) ، مثلا در : ( سوئد ) ، چه : عیسی به دین ( خودش ) و موسی هم ، وچه محمد هم مثل ابراهیم ، چشم دوخته به اینکه شما چه فرمایید . پیشاپیش از آنچه که برای تزکیه ی بنده بفرمایید تشکر می نمایم ، همینطور برای دانستن کتاب و حکمت ، پایدار باشید و در دور دوم هم مفوق انشاءالله تعالی .

 

URL:  وارد نشده است

E-mail:  وارد نشده است

 

 

 


 
جمعه، 27 خرداد، 1384

گفتگو

 

امشب رفتم سراغ پدرم ، آخه هنوز بیدار بود .

: سلام آقا .

: علیک سلام دخترم .

: مزاحم که نیستم ؟

: نه چه مزاحمتی ؟ بعد از ظهر چرتی زدم که شب سر حال باشم .

: من هم داشتم همین سوره را می خواندم .

: عجب ! بخاطر امشب ؟

: چطور مگه ؟

: منو که یاد مثلا ساعت تحویل می اندازه .

: ساعت تحویل ؟

: بلکه شبی هم مثل همین که در این سوره آمده .

: می شه بیشتر بگین ؟

: چراکه نه ، برای اینکه آبستن روزیست به اندازه ی چهار سال شاید هم مثل گذشته هشت سال ، بلکه هم بیشتر که مانده به اثر گذاریش .

: نگران هستید ؟

: نه ، چرا نگران ؟

: من برای اینکه نمی تونم کاری بکنم .

: پس برای چه نگرانی ؟ برای کاری که می کنی می تونی نگران باشی .

: اگه بتونم کاری بکنم که نگرانی نداره .

: چرا ، مگر اینکه خودت را فراموش نکنی .

: همونکه غروب حرف زدیم ؟

: آره دخترم ، یا بقول درسهایی ار قرآن ( ویژه ی ) دم غروبی : ( احسن ) باشه .

: خب ، پس من برم یک بار دیگه آیه اش را در سوره ی حشر بخوانم .

: موفق باشی دخترم .

                                                                        فعلا خدا حافظ .

 


 
سه شنبه، 3 خرداد، 1384

حرف پدر و نوشته اش

 

یادش بخیر : از مسجد ( وسیله برای ارتباط ) چی باقیمانده ؟

 
ارتباط

از پدر خانواده

بنام خدا وسلام علیکم .

در پاسخ عرض شود که نه برای آزمایش وسیله ی ارتباطی تلفن ، با خارج از خانه ، که یکی از دو خط ارتباطی ، که برای استفاده ازاینترنت قسطی خریداری شده ، بلکه ، وقتی این وسیله هم در اختیار جمهوری اسلامی ایران باشد ، مثل مثلا سازمان صدا و سیمایش که یک طرفه می باشد برای ( حرف زدن ) با ما ، و یا مثل مثلا موسسه ی کیهانش برای نوشتن ( آن ) ، بنابر ( این ) فقط کافیست فعلا فیش یکی از دو خط پرداخت شده و از این خط برای ( وبلاگ ) و ( وبلاگ نویسی ) هم استفاده نشود ، جز ( همین ) .برای : طلب العلم ... ، یا ( پیگیر ) ی هم هزینه وسیله ی ( خانه دوم ) مثل مثلا ( مدرسه ) طبق سابق ، ( چراکه ) قطع ارتباط از طرف خانه ی اول نباشد .